شمس الدين محمد كوسج
99
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
نهاده دو ديده به درگاه شاه * ز هر سوى آمد به درگه سپاه « 1 » يكى پهلوان بر ستور سمند « 2 » * بيامد « 3 » به كردار سروى بلند سپاهى پس پشتِ او نيزهدار * سپهبد به كردار شير شكار يكى دست بسته گو « 4 » پهلوان * همى رفت شادان و روشنروان فروماند خيره ز بالاى او « 5 » * وزان پهلوى « 6 » يال و پهناى او « 7 » بپرسيد كاين مرد از تخم كيست ؟ * ز گردان ايران ورا نام چيست ؟ يكى گفت كاين شيردل « 8 » رستم است * سرافراز و از « 9 » تخمهء نيرم است به دو گفت كاين « 10 » دست بسته چراست * چو پشت زمانه بدوىست « 11 » راست چنين « 12 » گفت در جنگ برزوى شير * بيازرد بازوى مرد دلير به آوردگه دست او خسته گشت * به چشمش همى تيره شد روى دشت چو بشنيد زن گفت كاى نامدار * چرا باشد اكنون بر شهريار ؟ ز بهرچه ماندهست ايدر « 13 » سپاه * نراند سوى سيستان كينهخواه ؟ به دو گفت خسرو چو از جنگ باز * به ايرانزمين بازآمد به ناز « 14 » جهانپهلوان بود با او به هم * همى گفت هرگونه از بيشوكم « 15 »
--> همى گفت و اشك از دو ديده روان * چو لؤلؤ فراز گل ارغوان كه ناگه خروش آمد از بارگاه * كه اسپ جهانپهلوان را بخواه ( 1 ) . ن : زن از دور ديده نهاده به در * گوى ديد كامد چو شاخ گهر ( 2 ) . ن : نوند . ( 3 ) . ن : به بالا . ( 4 ) . ن : به بر . ( 5 ) . ن : به بالاى اوى . ( 6 ) . ك : پهلوى و . ( 7 ) . ن : اوى . ( 8 ) . ن : يكى نامور گفت كاين . ( 9 ) . ن : سرافراز از . ( 10 ) . ن : زن . ( 11 ) . ن : به دو گشت . ( 12 ) . ن : ورا . ( 13 ) . ك : ايران . ( 14 ) . ن : خراميد با بزم و ساز . ( 15 ) . « ن » پس از اين بيت افزوده است :